تبليغاتX
رشکان
رشکان

اين است دفتر سياه مشق آلام دلم بخوان و بينديش و مرهمي برريش دلم گذار و يا........


......

 

دوستي يک حادثه است جدايي يک قانون بيا حادثه ساز باشيم و قانون شکن

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

خدایا

 

خدايا به داده و نداده و گرفته ات شکر که داده هايت نعمت نداده هايت حکمت و گرفته هايت امتحانند.

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

دلگیرم

هميشه دوست داشتم ابر باشم چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش گرفت جلوي همه گريه کنه.

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

خلاصم کن خدایا

فقط يك گام ديگر مانده تا پاي بلند دار. كمي آهسته تر شايد...نه محكم تر قدم بگذار به شدت خسته ام از خود، به شدت خسته ام از تو بيا اي جان بي ارزش، بيا دست از سرم بردار. خدا مي داند اي مردم، دلم چون ساقة گندم نمي رقصد بجز با گل، نمي ميرد مگر با خار. نه با جن نسبتي دارم، نه از اقوام انسانم مرا از من بگير و دست موجودي دگر بسپار. خودت بنشين قضاوت كن اگر تو جاي من بودي چه مي گفتي به اين مردم، چه مي كردي به اين ديوار؟ خدايا گر چه كفر است اين ولي يك شب از اين شبها فقط يك لحظه - يك لحظه - خودت را جاي من بگذار

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

عشق ...

عشق امانت با ارزشی است که هر کسی داخل قلبش میگذارد. برای همین است که هر وقت بخوای عشقت را از کسی پس بگیری باید قلبش را بشکنی!

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

اگر

اگرروزی دشمن پیداکردی

بدان دررسيدن به هدف موفق بودى.

اگرروزى تهديدت كردند ,

  بدان دربرابرت ناتوانند.

اگرروزى خيانت ديدى ,

بدان قيمتت بالاست.

 اگرروزى تركت كردند

بدان باتو بودن لياقت مى خواهد.

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

آروم

هميشه آنقدر ساده نرو و مگذر، لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند..! و تو.. هيچ وقت او را نديده اي.!

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

عاشق

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد.....دلم براي کسي تتگ است که با زيبايي کلامش مرا در عشقش غرق ميکند...دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد.....دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها و روزها صبر ميکند.........

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

زندگی چیست؟

زندگی جدولی است که جایزه ی پر کردن خانه های

آن مرگ است.

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |

زندگی

زندگی واسه ما آدما مثل دفتره ! برگ اولش رو خوش خط مينويسی و دوست داری به آخرش برسی. وسطش خسته ميشی بد خط مينويسی و هی برگه حروم ميکنی اما آخرش که رسيد . . . جا کم مياری ، حسرت ميخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی.؟؟؟؟؟!!!!!!

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط عرفان |



مرگ من روزی فرا خواهد رسید+در بهاری روشن از امواج نور+در زمستانی غبار آلود و دور+ یا خزانی خالی از فریاد و شور +

30nema31